جنايت‌كار مي‌خواند. آنان مردم را تشويق مي‌كردند براي‌جلب حمايت‌، املاكشان را وقف معبد كنند و اگر فقير بودند، خود را مردان فرقه‌ٴ ((پيرو صداقت و خدمت و معتقد به روز جزا)) اعلام‌ مي‌كردند. شهسواران معبد وسيله‌ٴ حمايت از افراد خود را در برابر دولت و كليسا داشتند. به‌خوبي‌ مي‌توان دريافت كه قدرت مادي و معنوي آنان كاملاً مي‌توانست مورد سوءاستفاده قرار گيرد؛ و از آن سوء استفاده هم شد. با اين همه‌، جرياني كه به پي‌گردشان انجاميد، يك خبط قضايي بسيار عظيم بود. برخي‌از معاصرانشان هم به اندازه‌ٴ ما آن را احساس كردند، هم‌چنان‌كه دانته فرياد انتقام‌ مي‌كشد (و اين پس از سال 1319 نبوده‌):

((پيلاطس جديد را مي‌بينيم كه از شدّت بي‌رحمي با قرباني كردن او، راضي‌نمي‌شود؛1 بلكه سفره‌ٴ آز خويش را در معبد2 مي‌گسترد.
 اي خداي من‌، لحظه‌ٴ انتقام تو كي فرا مي‌رسد و كي آن لحظه‌ٴ شيرين مي‌آيد كه آتش خشم تو نازل شود؟))                            
                                                                                                                                             (دوزخ‌، سرود 20، ابيات 91 - 96).

براي گزارش‌هاي ديگر كه اندكي جديدتر است و با اين همه واكنش‌هاي معاصر را منعكس‌ مي‌كند نگاه كنيد به در باب سقوط بزرگان اثر بوكاچيو، يا درباب سقوط اميران اثر ليد گيت‌.
تعقيب شهسواران معبد و دادگاه‌هاي نمايشي كه براي اين كار برپا شد، از بسياري جهات‌ همانند اقداماتي بود كه در زمان ما، در اروپاي مركزي در مورد يهوديان صورت گرفت‌.
4. فرقه‌هاي ديني‌. تنها فرقه‌اي كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم ايجاد شد، اوليوِتان بود كه نوعي‌ اصلاح در فرقه‌ٴ سيسترسيني به شمار مي‌رفت‌، با آميزه‌اي از آرمان‌هاي فرانسيسي و بنديكتي‌. اين‌ فرقه را سن برنار تولومي در سال‌هاي 1313 - 1319 تأسيس كرد، او در سال‌هاي 1348 در راه‌ پرستاري از بيماران‌، قرباني طاعون شد.
مهم‌ترين جدال ديني اين زمان ميان گروه‌هاي محافظه‌كار و تندروهاي افراطي پيرو فرقه‌ٴ فرانسيسي‌، يعني اصحاب اصالت روح صورت گرفت‌. دامنه‌ٴ اين جدال از درون فرقه‌ٴ فرانسيسي‌ فراتر رفت و پاپ‌ها، متكلمان و ساير راهبان را به جان هم انداخت‌. حتي به دربار امپراتور هم‌ كشيده شد كه اصحاب اصالت روح [فرانسيسيان افراطي‌] پس از محكوميت در آنجا پناه جسته‌ بودند. اين صحنه‌اي است از تعارضي ابدي بر سر تقواي حواريان و دستورهاي عيسي مسيح‌ براي كمال انسان -- دستورهايي كه مسيحيت حتي در صومعه‌ها هم هرگز نتوانسته كاملاً يا براي‌ مدتي دراز از آنها پيروي كند.


1. پنطيوس پيلاطس حاكم رومي فلسطين‌، كه به فرمان او عيسي مسيح را بر صليب كشيدند. منظور از پيلاطس تازه‌، فيليپ زيبا شاه فرانسه است‌. منظور از ((او)) در بيت دوم بونيفاكيوس هشتم است‌.
2. منظور مركز شهسواران معبد در پاريس است‌.